1
00:00:04,587 --> 00:00:05,898
‫تو منو هُل دادی داخل غار

2
00:00:05,922 --> 00:00:07,173
‫جی‌پی هُلت داد

3
00:00:07,298 --> 00:00:09,819
‫من فقط می‌خواستم
‫اون‌قدری اون پایین نگه‌ت دارم،

4
00:00:09,843 --> 00:00:12,154
‫تا بترسی و از این‌جا بری

5
00:00:12,178 --> 00:00:13,948
‫حس می‌کنم دیگه
‫نمی‌شناسمت

6
00:00:13,972 --> 00:00:16,725
‫خودم رو به‌زور می‌شناسم

7
00:00:16,850 --> 00:00:20,371
‫نمی‌خوام وانمود کنم اتفاقی
‫بین‌مون نیفتاد

8
00:00:20,395 --> 00:00:22,856
‫من خوب بلد نیستم
‫احساساتم رو بیان کنم

9
00:00:22,981 --> 00:00:25,066
‫زوئی بهم گفت که دقیقاً
‫خلافِ کاری که می‌خوام

10
00:00:25,191 --> 00:00:27,068
‫- رو انجام بدم
‫- جسی...

11
00:00:27,193 --> 00:00:30,506
‫آنا، من فقط می‌خوام با تو باشم

12
00:00:30,530 --> 00:00:32,282
‫دوستت دارم

13
00:00:32,306 --> 00:00:43,306
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

14
00:01:09,000 --> 00:01:16,000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

15
00:01:16,000 --> 00:01:22,000
« آنـا پـیـجـن »
« فـصـل اول: قسمت هــشــتــم »

16
00:01:28,254 --> 00:01:30,232
‫پشمام، فکر نمی‌کردم

17
00:01:30,256 --> 00:01:31,925
‫رابطه‌ی تو و جسی
‫این‌قدر جدی شده باشه

18
00:01:32,050 --> 00:01:33,593
‫منم فکرشو نمی‌کردم!

19
00:01:33,718 --> 00:01:37,031
‫یا شایدم نمی‌خواستم
‫این‌قدر عمیق بهش فکر کنم

20
00:01:37,055 --> 00:01:38,324
‫- هنوز سرکاری؟
‫- نه

21
00:01:38,348 --> 00:01:40,618
‫دارم حاضر میشم برم بیرون

22
00:01:40,642 --> 00:01:43,144
‫چرا الان اینو ازت پرسیده؟
‫اتفاقی افتاده؟

23
00:01:43,269 --> 00:01:46,814
‫- با فردریک سکس کردم
‫- چی؟

24
00:01:47,774 --> 00:01:50,485
‫جسی می‌دونه؟
‫برای همین ازت پرسیده؟

25
00:01:50,610 --> 00:01:52,320
‫نه

26
00:01:52,445 --> 00:01:53,881
‫ولی بهم گفت
‫که با کس دیگه‌ای رابطه نداره،

27
00:01:53,905 --> 00:01:55,990
‫و الان حس می‌کنم
‫یه آدمِ عوضی‌ام

28
00:01:56,116 --> 00:01:58,427
‫- رابطه‌تون جدی بود؟
‫- نه

29
00:01:58,451 --> 00:02:00,304
‫خب، آنا، نمیشه ازت
‫انتظار داشت از قوانینی که

30
00:02:00,328 --> 00:02:02,122
‫هنوز مشخص نشدن
‫پیروی کنی

31
00:02:02,247 --> 00:02:05,351
‫خب، فردریک؟

32
00:02:05,375 --> 00:02:08,002
‫- چطور بود؟
‫- قضیه این نیست

33
00:02:08,128 --> 00:02:10,815
‫باشه، باشه. پس قضیه چیه؟

34
00:02:10,839 --> 00:02:13,299
‫وقتی از این پارک می‌رفتم
‫اون پارک اوضاع خیلی ساده‌تر بود

35
00:02:13,425 --> 00:02:15,319
‫آدم‌ها خودشون می‌دونستن
‫که توی زندگیم، فقط جای مهمون رو دارن

36
00:02:15,343 --> 00:02:16,654
‫من یه گربه‌ایم که تنها قدم می‌زنه

37
00:02:16,678 --> 00:02:18,823
‫نمی‌خوام چوب لای چرخِ
‫نظریه‌ی هویتت کنم،

38
00:02:18,847 --> 00:02:22,326
‫ولی وقتی با زک بودی، یه
‫گربه خونگی خوشحال بودی

39
00:02:22,350 --> 00:02:26,980
‫آنا، تو می‌تونی روابط پایداری
‫داشته باشی

40
00:02:27,105 --> 00:02:29,983
‫- شاید
‫- خب، بستگی به خودت داره

41
00:02:30,108 --> 00:02:31,502
‫شایدم گربه‌ای باشی
‫که تنها قدم می‌زنه

42
00:02:31,526 --> 00:02:34,171
‫شایدم یه گربه‌ی ترسو باشی

43
00:02:34,195 --> 00:02:36,048
‫تا حالا بهش فکر کردی؟

44
00:02:36,072 --> 00:02:39,343
‫طبیعت همین الانشم تصمیم گرفته
‫که ما چطور با هم پیوند بخوریم

45
00:02:39,367 --> 00:02:43,330
‫عقاب‌های سرسفید، قوها
‫و سگ‌های آبی، تا آخر عمر جفت‌ِ هم می‌مونن

46
00:02:46,458 --> 00:02:50,503
‫گربه‌ها بیشتر عاشقِ رابطه‌های مختلفن
‫تا این‌که یه عشقِ واحد داشته باشن

47
00:02:50,628 --> 00:02:54,674
‫ولی انسان‌ها... هنوز دقیق نمی‌دونیم

48
00:03:36,508 --> 00:03:39,719
‫میشه کمک کنی اینو برش گردونیم؟

49
00:03:41,888 --> 00:03:45,600
‫- عجب لبخندی داره
‫- آره

50
00:03:45,725 --> 00:03:48,311
‫خوشحال یا عادی به‌نظر نمی‌رسه

51
00:03:48,436 --> 00:03:53,584
‫خیلی‌خب، نشونه‌ای از ضربه
‫یا درگیری نیست

52
00:03:53,608 --> 00:03:56,087
‫کبودی‌ای نیست. لباس‌هاشم سالمن

53
00:03:56,111 --> 00:03:57,612
‫ناخون‌هاشم تمیزن

54
00:03:57,737 --> 00:04:00,257
‫بلوک سیمانی هم به پاش وصل نیست

55
00:04:00,281 --> 00:04:02,826
‫- فکر می‌کنی غرق شده؟
‫- با این قیافه، فکر نکنم

56
00:04:04,619 --> 00:04:06,788
‫- میشه بری به جسی سر بزنی؟
‫- من آخه؟

57
00:04:06,913 --> 00:04:09,040
‫- چرا خودت نمیری؟
‫- نمی‌بینی دستم پیش این جسد بنده

58
00:04:09,165 --> 00:04:11,292
‫- اون زیدته
‫- نه نیست

59
00:04:11,418 --> 00:04:14,838
‫- میشه لطفاً...؟
‫- چشم، خانم

60
00:04:19,050 --> 00:04:20,444
‫ردیفی؟

61
00:04:20,468 --> 00:04:23,614
‫- اولین جسدیه که می‌بینی؟
‫- آره

62
00:04:23,638 --> 00:04:25,640
‫آره، بابام جنگلبان بود

63
00:04:25,765 --> 00:04:29,495
‫من اولین جسدی که دیدم
‫توی روز «بچه‌ت رو ببر سرکار» بود

64
00:04:29,519 --> 00:04:31,247
‫من تا حالا آنا رو سرکارش ندیدم

65
00:04:31,271 --> 00:04:32,772
‫انگاری خیلی مسلطه

66
00:04:32,897 --> 00:04:34,458
‫آره، برای بقیه‌ی مأمورهای
‫اجرای قانون،

67
00:04:34,482 --> 00:04:36,002
‫سخته که وارد مناطق دورافتاده بشن،

68
00:04:36,026 --> 00:04:38,379
‫پس بهمون آموزش دادن تا
‫چطور با جسد و

69
00:04:38,403 --> 00:04:40,322
‫صحنه‌های جرم و این چیزا برخورد کنیم

70
00:04:40,447 --> 00:04:42,800
‫آنا کارش خیلی خوبه

71
00:04:42,824 --> 00:04:44,510
‫هی، به‌نظرت، اون ماهیه مُرده
‫و این جسده

72
00:04:44,534 --> 00:04:48,663
‫- با هم ارتباطی دارن؟
‫- شاید...

73
00:04:48,788 --> 00:04:50,582
‫بعد این‌که جسد رو بُردیم
‫پزشکی قانونی،

74
00:04:50,707 --> 00:04:52,643
‫برمی‌گردم چندتا نمونه‌ی آب بگیرم

75
00:04:52,667 --> 00:04:55,521
‫چندتا هم رسوبات سنگی

76
00:04:55,545 --> 00:04:59,299
‫- سنگ‌های چیزهای زیادی می‌تونن بهت بفهمونن
‫- چیه، حالا برامون دانشمند شدی؟

77
00:04:59,424 --> 00:05:01,152
‫فقط چند واحد کم دارم تا مدرک
‫زمین‌شناسیم رو از

78
00:05:01,176 --> 00:05:03,345
‫دانشگاه ایالتی مونتانا بگیرم

79
00:05:03,470 --> 00:05:05,531
‫وقتی فهمیدم بیشتر شغل‌های
‫زمین‌شناسی توی

80
00:05:05,555 --> 00:05:08,016
‫صنعت استخراجن، از دانشگاه
‫انصراف دادم

81
00:05:08,141 --> 00:05:10,286
‫پس آره دانشمندم

82
00:05:10,310 --> 00:05:13,813
‫اعماقِ پنهان

83
00:05:13,938 --> 00:05:16,024
‫اعماقِ پنهان

84
00:05:19,653 --> 00:05:22,340
‫قراره چند لحظه‌ی دیگه
‫درباره‌ی دارکوب‌ها حرف بزنم، ولی...

85
00:05:22,364 --> 00:05:25,200
‫بعدش میام پیشت، شاید وقت
‫اسراحتت

86
00:05:25,325 --> 00:05:27,202
‫می‌تونیم بریم
‫به درخت‌ها نوک بزنیم

87
00:05:27,327 --> 00:05:29,180
‫باشه

88
00:05:29,204 --> 00:05:31,206
‫مَنی، خوش برگشتی

89
00:05:31,331 --> 00:05:33,500
‫هی، مرسی. جِف کجاست؟

90
00:05:33,625 --> 00:05:36,562
‫- همین دور و براست
‫- خیلی‌خب، من دیرم شده

91
00:05:36,586 --> 00:05:39,005
‫حدود ۲۰ تا کوهنورد هستن
‫که ابتدای مسیر منتظرمن

92
00:05:39,130 --> 00:05:41,692
‫- می‌تونی اینو بهش بدی؟
‫- حتماً به دستش می‌رسونم

93
00:05:41,716 --> 00:05:44,195
‫مرسی. خداحافظ

94
00:05:44,219 --> 00:05:46,346
‫- هی
‫- هی

95
00:05:46,471 --> 00:05:48,991
‫- برگشتی
‫- باید برم

96
00:05:49,015 --> 00:05:51,643
‫دیرم شده

97
00:05:55,814 --> 00:05:57,500
‫- جسد مالِ کیه؟
‫- هنوز نمی‌دونم

98
00:05:57,524 --> 00:06:00,193
‫کارت‌ شناسایی پیش خودش نداشت.
‫باید منتظر جواب پزشکی قانونی بمونم

99
00:06:00,318 --> 00:06:03,005
‫ولی یه ماه‌گرفتگی
‫روی پیشونیش داشت

100
00:06:03,029 --> 00:06:04,674
‫مثل یه ستاره بود

101
00:06:04,698 --> 00:06:06,509
‫پس امیدوارم بهم کمک کنه
‫بفهمم یارو کیه

102
00:06:06,533 --> 00:06:08,368
‫چی؟ بذار ببینمش

103
00:06:16,084 --> 00:06:18,354
‫اون باک بونه

104
00:06:18,378 --> 00:06:20,523
‫- چطور مُرد؟
‫- نمی‌دونم

105
00:06:20,547 --> 00:06:22,882
‫ردیفی؟ می‌شناختیش؟

106
00:06:23,007 --> 00:06:25,069
‫همه این دور و ور می‌شناسنش

107
00:06:25,093 --> 00:06:28,471
‫- پسرِ میو بونه
‫- میو بون، همون یارو عکاسه؟

108
00:06:30,014 --> 00:06:33,351
‫باید به جِف بگی

109
00:06:36,855 --> 00:06:38,374
‫میو اگه بفهمه از خودش
‫بی‌خود میشه

110
00:06:38,398 --> 00:06:39,792
‫تازه نمایشگاهش رو چی میگی!

111
00:06:39,816 --> 00:06:41,901
‫قراره به همین زودی‌ها توی پارک نمایشگاهِ
‫مرور آثارش رو توی پارک برگزار کنه

112
00:06:42,027 --> 00:06:46,489
‫- چرا توی پارک حالا؟
‫- اون حامیه بزرگ‌مونه

113
00:06:52,704 --> 00:06:54,598
‫میو گفته از وقتی
‫نمایشگاهش رو شروع کرده،

114
00:06:54,622 --> 00:06:56,791
‫خیلیا تهدید به مرگش کردن

115
00:06:56,916 --> 00:06:58,602
‫گزارش‌شونم داده؟

116
00:06:58,626 --> 00:07:01,254
‫ولی خونش اون‌طرف رودخونه، روبه‌روی پارکه

117
00:07:01,379 --> 00:07:02,815
‫اون‌جا قلمرویـه گاتریـه

118
00:07:02,839 --> 00:07:05,300
‫خب، جسد توی پارک پیدا شده،

119
00:07:05,425 --> 00:07:06,610
‫پس این پرونده مربوط به ماست

120
00:07:06,634 --> 00:07:08,279
‫و اون تهدیدها هم ممکنه
‫به این قتل ربط داشته باشن

121
00:07:08,303 --> 00:07:11,973
‫آنا...

122
00:07:12,098 --> 00:07:15,685
‫پسرش براش خیلی عزیز بود، و خودش هم،

123
00:07:15,810 --> 00:07:17,163
‫با ما رابطه‌ی خوبی داشت

124
00:07:17,187 --> 00:07:20,916
‫پس آروم رفتار کن

125
00:07:20,940 --> 00:07:24,819
‫آرومم دیگه

126
00:07:53,556 --> 00:07:55,432
‫الو؟ میو بون؟

127
00:07:58,812 --> 00:08:00,456
‫الو؟

128
00:08:00,480 --> 00:08:02,899
‫همه‌چی ردیفه؟

129
00:08:47,902 --> 00:08:50,405
‫- میو بون؟
‫- بله

130
00:08:50,530 --> 00:08:52,425
‫این‌جا خونمه

131
00:08:52,449 --> 00:08:54,534
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟

132
00:08:54,659 --> 00:08:58,872
‫مگر این‌که بخوای خودتم
‫بهم ملحق بشی

133
00:09:00,081 --> 00:09:02,250
‫نظر خودت چیه، لو؟

134
00:09:10,842 --> 00:09:14,196
‫پسرم غرق شده؟

135
00:09:14,220 --> 00:09:16,866
‫برای تأیید علت مرگش، گزارش

136
00:09:16,890 --> 00:09:18,993
‫کالبدشکافی رو می‌خوام، ولی...

137
00:09:19,017 --> 00:09:21,704
‫از صبحه دلم داره شور می‌زنه

138
00:09:21,728 --> 00:09:24,272
‫نمی‌تونستم
‫از شرش خلاص شم

139
00:09:24,397 --> 00:09:28,002
‫معمولاً، سکس و شراب
‫کار رو درمیاره، ولی امروز نه

140
00:09:28,026 --> 00:09:32,322
‫خودم این حقه‌ها رو چندباری
‫امتحان کردم

141
00:09:32,447 --> 00:09:34,884
‫شاید بیشتر از چندبار

142
00:09:34,908 --> 00:09:37,511
‫شوهرم ۴ سالِ پیش فوت کرد

143
00:09:37,535 --> 00:09:40,014
‫منم یه بیوه‌ی جوون بودم

144
00:09:40,038 --> 00:09:43,517
‫پدر دخترم وقتی همسن
‫تو بودم فوت کرد

145
00:09:43,541 --> 00:09:45,603
‫عاشقش بودم

146
00:09:45,627 --> 00:09:49,631
‫- اون چی؟
‫- لو توی سکس خوبه

147
00:09:49,756 --> 00:09:53,736
‫تازه رفیقِ خوبیم هست
‫که ازم مواظبت می‌کنه

148
00:09:53,760 --> 00:09:57,222
‫قرار بود این نمایشگاه، مرور
‫زندگیم باشه

149
00:09:59,682 --> 00:10:04,062
‫این اولین عکس از باکه

150
00:10:05,355 --> 00:10:09,168
‫میشه گفت باک جرقه‌ی
‫طغیان من رو زد

151
00:10:09,192 --> 00:10:12,320
‫- در برابر چی؟
‫- علیه این‌که یه زن بی‌آبرو باشم

152
00:10:13,989 --> 00:10:18,576
‫وقتی ۱۶ سالم بود حامله شدم

153
00:10:18,702 --> 00:10:21,472
‫فرستادنم برم پیش یکی از خاله‌هام

154
00:10:21,496 --> 00:10:23,790
‫- کُد زایشگاهه نه؟
‫- آره

155
00:10:23,915 --> 00:10:26,560
‫و اون‌جا بچه‌م رو به‌دنیا آوردم

156
00:10:26,584 --> 00:10:28,229
‫و اونا بچه رو به‌زور از
‫بغلم کشیدن بیرون

157
00:10:28,253 --> 00:10:30,272
‫و با خودشون بُردن

158
00:10:30,296 --> 00:10:33,359
‫ولی یه راهبه‌ای بود
‫که باهام مهربون بود،

159
00:10:33,383 --> 00:10:35,653
‫و این عکس رو بهم داد

160
00:10:35,677 --> 00:10:39,347
‫که از این عکس
‫برای مجموعه‌ی آثار باک بون‌ات الهام گرفتی؟

161
00:10:39,472 --> 00:10:44,978
‫آره، لحظه‌ی تعیین‌کننده‌ای
‫توی زندگیم،

162
00:10:45,103 --> 00:10:47,397
‫و توی کارم بود

163
00:10:50,025 --> 00:10:52,027
‫زایشگاه از زمانِ جنگ‌جهانی دوم

164
00:10:52,152 --> 00:10:55,006
‫شروع به دزدیدن بچه کرده بود. من
‫باک رو سالِ ۱۹۷۰ از دست دادم

165
00:10:55,030 --> 00:10:57,925
‫وقتش رسیده بود
‫یکی قضیه رو برملا کنه

166
00:10:57,949 --> 00:11:02,454
‫که توی اون پرونده‌ی اون‌جاست

167
00:11:05,957 --> 00:11:08,936
‫چطور تو و باک دوباره همو دیدید؟

168
00:11:08,960 --> 00:11:10,521
‫وقتی نووجون بود، اون...

169
00:11:10,545 --> 00:11:13,733
‫با مدرسه رفته بودن
‫به موزه‌ی موما،

170
00:11:13,757 --> 00:11:16,777
‫و اون‌جا، عکس‌هام رو دید

171
00:11:16,801 --> 00:11:19,721
‫متوجه‌ی ماه‌گرفتگیش شد

172
00:11:19,846 --> 00:11:21,890
‫و بعدش منو پیدا کرد

173
00:11:22,015 --> 00:11:23,683
‫اون رو هم ثبتش کردم

174
00:11:23,808 --> 00:11:26,120
‫می‌دونی، آثار دیگه‌ای
‫هم خلق کردم،

175
00:11:26,144 --> 00:11:28,539
‫ولی هیچ‌کدومش به اندازه‌ی

176
00:11:28,563 --> 00:11:29,957
‫مجموعه‌ی باک موفق نبودن

177
00:11:29,981 --> 00:11:32,626
‫ببخشید که مزاحم میشم، ولی
‫ایشون برنامه‌ی فشرده‌ای دارن،

178
00:11:32,650 --> 00:11:34,629
‫و منم مثلِ یه ساعتِ سوئیسی وقت‌شناسم

179
00:11:34,653 --> 00:11:35,838
‫لو

180
00:11:35,862 --> 00:11:38,758
‫میو، وقتی داروت رو می‌خوری،
‫نباید بعدش مشروب بخوری

181
00:11:38,782 --> 00:11:41,385
‫مثل یه اپرای ایتالیایی همه‌چی
‫رو گُنده‌ش می‌کنه

182
00:11:41,409 --> 00:11:43,763
‫بهت گفته از وقتی اعلامیه
‫نمایشگاه مرور آثارش رو داده،

183
00:11:43,787 --> 00:11:45,681
‫خیلی‌ها تهدید به مرگش می‌کردن؟

184
00:11:45,705 --> 00:11:47,683
‫خب... می‌دونی، مردم از زنی که

185
00:11:47,707 --> 00:11:50,835
‫از تمایلات جنسیش خجالتی نداره، بدشون میاد

186
00:11:50,960 --> 00:11:54,649
‫ولی این یکی فرق داره

187
00:11:54,673 --> 00:11:55,900
‫اگه بخوای، می‌تونم به کلانتری بگم

188
00:11:55,924 --> 00:11:58,152
‫یه ماشین گشت بیرون بذارن

189
00:11:58,176 --> 00:12:01,614
‫قرار نیست چون باعث دل‌خوری
‫بعضیا شدم،

190
00:12:01,638 --> 00:12:05,141
‫حریم خصوصی و استقلالم رو بدم بره

191
00:12:05,266 --> 00:12:09,062
‫عزیزم، بذار از چیزی
‫که از زندگیم مونده

192
00:12:09,187 --> 00:12:10,998
‫به روشِ خودم لذت ببرم

193
00:12:11,022 --> 00:12:14,919
‫- «چیزی که از زندگیت مونده؟»
‫- دارم می‌میرم

194
00:12:14,943 --> 00:12:18,255
‫کاردیومیوپاتی محدودکننده

195
00:12:18,279 --> 00:12:21,967
‫انگاری دیگه قلبم طاقتش تموم شده

196
00:12:21,991 --> 00:12:25,805
‫ولی فقط خونواده‌ی خودم می‌دونن، نه
‫طرفدارهام

197
00:12:25,829 --> 00:12:29,207
‫و دوست دارم که همین‌طوری هم بمونه

198
00:12:29,332 --> 00:12:32,853
‫می‌تونم راه کلبه رو بهت نشون بدم.
‫باک اون‌جا می‌موند

199
00:12:32,877 --> 00:12:34,772
‫تا میو بتونه استراحت کنه

200
00:12:34,796 --> 00:12:37,382
‫باید یه‌کمی عزاداری کنی

201
00:13:09,914 --> 00:13:11,851
‫هی، فهمیدی کیا
‫تهدید به مرگش کرده بودن؟

202
00:13:11,875 --> 00:13:13,019
‫آره، مجبور شدم برم سراغِ

203
00:13:13,043 --> 00:13:14,502
‫بخش تاریکِ ماجرا

204
00:13:14,627 --> 00:13:16,147
‫اینو گوش کن

205
00:13:16,171 --> 00:13:17,756
‫«یکی تا الان باید تو رو کُشته باشه»

206
00:13:17,881 --> 00:13:20,109
‫«بمیر، ای فمینیست»
‫«حواست رو جمع کن، جنده»

207
00:13:20,133 --> 00:13:23,011
‫«بس کن وگرنه...»
‫یا خدا!

208
00:13:23,136 --> 00:13:25,847
‫- این آدما چشونه؟
‫- اونا ترسیدن

209
00:13:25,972 --> 00:13:28,350
‫به‌نظرت یه نفر عقده‌هاشو
‫سر باک خالی کرده؟

210
00:13:28,475 --> 00:13:32,270
‫خب، اون بخشِ بزرگی از کارش بوده، پس...

211
00:13:35,357 --> 00:13:38,693
‫یا شایدم باک یه جنبه‌ی
‫تاریکی از خودش داشته

212
00:13:39,235 --> 00:13:40,715
‫یه یادداشت توی اتاقش پیدا کردم که نوشته،

213
00:13:40,820 --> 00:13:43,406
‫«دیگه تحملش رو ندارم. منو ببخش»

214
00:13:43,531 --> 00:13:47,011
‫- خیلی قاطعانه‌ست
‫- غرق کردن خودت کار آسونی نیست

215
00:13:47,035 --> 00:13:48,745
‫یه‌کمی آب توی ریه‌ش بود،

216
00:13:48,870 --> 00:13:50,890
‫ولی به‌خاطر این نمُرده

217
00:13:50,914 --> 00:13:53,643
‫یه سمِ عصبیـه گیاهی خورده

218
00:13:53,667 --> 00:13:55,603
‫- لبخندِ مرگِ شوکران
‫- آره

219
00:13:55,627 --> 00:13:59,023
‫یه انقباض عضلانیه. ما بهش می‌گیم
‫لبخندِ ریکتوس

220
00:13:59,047 --> 00:14:02,050
‫این گیاه‌ها رو توی اتاقش پیدا کردم

221
00:14:02,175 --> 00:14:04,695
‫شوکران داخل و اطراف پارک رشد می‌کنه

222
00:14:04,719 --> 00:14:05,821
‫و شبیه گل هویجِ وحشیـه،

223
00:14:05,845 --> 00:14:08,556
‫به‌غیر از اون لکه‌های بنفش
‫رو ساقه‌ش

224
00:14:10,558 --> 00:14:13,812
‫اون گلِ کوچولو باعث فلج شدن
‫عضلات میشه،

225
00:14:13,937 --> 00:14:17,232
‫قبل این‌که کُل اندام‌های
‫بدنت رو از کار بندازه

226
00:14:17,357 --> 00:14:19,835
‫گزارش سم‌شناسی تأییدش می‌کنه

227
00:14:19,859 --> 00:14:22,028
‫یه هاون و یه لیوان توی اتاقش بود

228
00:14:22,153 --> 00:14:24,656
‫احتمالاً اون گل‌ها رو آسیاب کرده
‫و بعد خورده

229
00:14:24,781 --> 00:14:26,574
‫به‌نظرم خودکشی بوده

230
00:14:33,999 --> 00:14:36,959
‫چیزی نیست

231
00:14:38,753 --> 00:14:41,023
‫- ردیفی؟
‫- آره

232
00:14:41,047 --> 00:14:43,216
‫نه حالش خوب نیست

233
00:14:43,341 --> 00:14:48,030
‫می‌گیرم هر ساعت برات
‫کُلی ویدیو از تنبل‌ها می‌فرستم

234
00:14:48,054 --> 00:14:50,515
‫ممنونم

235
00:14:58,940 --> 00:15:01,067
‫کریستینا بهترینه

236
00:15:01,192 --> 00:15:04,154
‫آره، جدی خفنه

237
00:15:04,279 --> 00:15:07,991
‫- ولی من نمی‌تونم باهاش برم توی رابطه
‫- چی؟ چرا؟

238
00:15:08,116 --> 00:15:09,302
‫خب، قضیه اینه که، من یه قانون

239
00:15:09,326 --> 00:15:11,721
‫محکم دارم. اونم اینه که
‫جایی که غذا می‌خوری با کسی قرار نذار

240
00:15:11,745 --> 00:15:13,931
‫نمی‌خوام اگه مشکلی پیش اومد، از
‫این پارک برم،

241
00:15:13,955 --> 00:15:17,184
‫می‌دونی؟

242
00:15:17,208 --> 00:15:19,794
‫زوئی گفت باک یه یادداشت گذاشته

243
00:15:19,919 --> 00:15:23,214
‫- میشه ببینم چیه؟
‫- آره

244
00:15:28,219 --> 00:15:30,847
‫جدی فکر نمی‌کردم آدمی باشه
‫که خودکشی کنه

245
00:15:30,972 --> 00:15:32,742
‫آدما خوب این چیزا
‫رو قایمش می‌کنن

246
00:15:32,766 --> 00:15:34,076
‫درگیر مراحل طلاقش بوده،

247
00:15:34,100 --> 00:15:37,330
‫ولی طلاق‌شون بدون درگیری بود

248
00:15:37,354 --> 00:15:41,292
‫اون خیلی بابت نویسندگیش ذوق داشت...

249
00:15:41,316 --> 00:15:42,376
‫دیگه تحملش رو ندارم

250
00:15:42,400 --> 00:15:44,170
‫آخه، این حرف اصلاً بهش نمی‌خوره

251
00:15:44,194 --> 00:15:45,755
‫انگاری خوب می‌شناختیش

252
00:15:45,779 --> 00:15:48,490
‫- با باک می‌رفتم کلاس نویسندگی
‫- چی می‌نوشتی؟

253
00:15:48,615 --> 00:15:50,885
‫آهنگ

254
00:15:50,909 --> 00:15:52,189
‫همیشه می‌خواستم
‫برم توی عرصه‌ی موسیقی،

255
00:15:52,243 --> 00:15:54,496
‫ولی زندگیم سد راهم شد

256
00:15:54,621 --> 00:15:57,642
‫تا به خودم اومدم، دیدم الان ۴۰ سالمه
‫و یه اپراتورم

257
00:15:57,666 --> 00:15:59,459
‫حس می‌کردم زمان کافی دارم

258
00:15:59,584 --> 00:16:03,171
‫باک هم همین‌طور

259
00:16:05,256 --> 00:16:08,235
‫به‌نظر من باک خودکشی نکرده

260
00:16:08,259 --> 00:16:11,822
‫قول بده که ته‌توی این‌که چه
‫بلایی سرش اومده رو درمیاری

261
00:16:11,846 --> 00:16:14,200
‫کسی بوده که به‌نظرت می‌خواسته
‫بهش صدمه‌ای بزنه؟

262
00:16:14,224 --> 00:16:16,851
‫نه. به‌غیر از دنیل هیچکی

263
00:16:16,976 --> 00:16:19,914
‫- دنیل کیه؟
‫- خواهرش

264
00:16:19,938 --> 00:16:21,690
‫اصلاً باهاش حال نمی‌کرد

265
00:16:30,907 --> 00:16:33,159
‫- هی
‫- هی

266
00:16:33,284 --> 00:16:34,661
‫می‌خواستم بهت زنگ بزنم

267
00:16:34,786 --> 00:16:36,538
‫- دنیل رو پیدا کردی؟
‫- آره

268
00:16:36,663 --> 00:16:40,101
‫ولی رفته آب‌درمانی و ازش
‫بیرونم نمیاد

269
00:16:40,125 --> 00:16:41,102
‫کلاً بیرون نیومده؟

270
00:16:41,126 --> 00:16:44,522
‫خب، اون‌جا رو برای کُل آخر هفته
‫رزرو کرده

271
00:16:44,546 --> 00:16:46,923
‫خب، پس باید بریم همون‌جا
‫باهاش حرف بزنیم

272
00:16:47,048 --> 00:16:48,442
‫من نمی‌تونم

273
00:16:48,466 --> 00:16:50,695
‫باید برم از بالای رودخونه نمونه جمع کنم

274
00:16:50,719 --> 00:16:54,156
‫- و جسی هم قراره بیاد
‫- جسی؟ چرا؟

275
00:16:54,180 --> 00:16:56,850
‫اون توی دانشگاه زمین‌شناسی خونده، و یه
‫رفیقی داره

276
00:16:56,975 --> 00:17:01,229
‫که می‌تونه نمونه‌ها رو
‫سریع‌تر از سیستمِ ما پردازش کنه

277
00:17:01,354 --> 00:17:04,417
‫نمی‌دونستم جسی زمین‌شناسه

278
00:17:04,441 --> 00:17:07,253
‫هر روزِ خدا یه‌چیز جدید یاد بگیر

279
00:17:07,277 --> 00:17:09,612
‫آّب‌درمانی خوش بگذره

280
00:17:13,950 --> 00:17:15,720
‫ما قوانین سفت‌وسختی
‫درباره‌ی نوعِ پوشش داریم

281
00:17:15,744 --> 00:17:17,805
‫بدون لباسِ شنا نمی‌تونی بری داخل

282
00:17:17,829 --> 00:17:18,848
‫خیلی‌خب

283
00:17:18,872 --> 00:17:20,141
‫میشه به مهمون بگی بیاد بیرون؟

284
00:17:20,165 --> 00:17:22,018
‫- اگه ضروری باشه چرا
‫- هست

285
00:17:22,042 --> 00:17:25,104
‫- من مأمور اجرای قانونم
‫- حکم داری؟

286
00:17:25,128 --> 00:17:26,147
‫باشه

287
00:17:26,171 --> 00:17:27,356
‫یکی از اون لباس‌های شناتون رو بده

288
00:17:27,380 --> 00:17:31,259
‫- اونا ۳۰۰ تا قیمت‌شونه
‫- چی؟

289
00:17:32,510 --> 00:17:36,514
‫لباس‌های یک‌بارمصرف هم داریم

290
00:17:45,315 --> 00:17:47,376
‫دنیل بون؟

291
00:17:47,400 --> 00:17:50,296
‫من آنا پیجنم. جنگلبانم

292
00:17:50,320 --> 00:17:51,881
‫نمی‌تونستی صبر کنی
‫تا کارم تموم شه؟

293
00:17:51,905 --> 00:17:53,549
‫نه، نمی‌تونستم

294
00:17:53,573 --> 00:17:55,509
‫باید درباره‌ی فوت برادرت
‫باهات حرف بزنم

295
00:17:55,533 --> 00:17:58,328
‫اگه به‌خاطر این‌که
‫توی آب‌درمانی‌ام منو قضاوت می‌کنی،

296
00:17:58,453 --> 00:18:00,765
‫ما همه‌مون به شیوه‌ی خاصِ خودمون
‫عزاداری می‌کنیم، نه؟

297
00:18:00,789 --> 00:18:02,391
‫ببین، زیاد طول نمی‌کشه.
‫فقط می‌خوام ازت بپرسم...

298
00:18:02,415 --> 00:18:06,169
‫هیس!

299
00:18:06,294 --> 00:18:09,523
‫از این‌جا متنفرم

300
00:18:09,547 --> 00:18:11,567
‫چقدر داغه...

301
00:18:11,591 --> 00:18:13,527
‫- خیلی داغه
‫- این چیه پوشیدی؟

302
00:18:13,551 --> 00:18:17,198
‫فقط می‌خوام چندتا سوال درباره‌ی

303
00:18:17,222 --> 00:18:19,992
‫برادرت بپرسم. آخ دردم گرفت

304
00:18:20,016 --> 00:18:22,036
‫بـخدا اگه بدونم چرا خودکشی کرده

305
00:18:22,060 --> 00:18:23,144
‫اون هرچیزی که می‌خواست رو داشت

306
00:18:23,269 --> 00:18:25,581
‫منظورت از همه‌چی چیه؟

307
00:18:25,605 --> 00:18:28,000
‫اون الهام‌بخش بود، همه دوستش داشتن

308
00:18:28,024 --> 00:18:29,526
‫می‌دونی، من تشنه‌ی توجه نیستم،

309
00:18:29,651 --> 00:18:33,297
‫ولی بدم نمی‌اومد اگه توی
‫یه عکس می‌بودم

310
00:18:33,321 --> 00:18:34,548
‫«تشنه‌ی توجه»

311
00:18:34,572 --> 00:18:36,509
‫اصطلاح خوبیه

312
00:18:36,533 --> 00:18:39,220
‫می‌دونی، یه کس دیگه‌ای هم
‫از این اصطلاح استفاده کرده بود

313
00:18:39,244 --> 00:18:42,831
‫که مامانت رو تهدید به مرگ کرده بود

314
00:18:45,125 --> 00:18:46,960
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

315
00:18:47,085 --> 00:18:49,087
‫نه

316
00:18:49,212 --> 00:18:51,339
‫تو برادرت رو کُشتی؟

317
00:18:58,722 --> 00:19:00,533
‫من فقط می‌خواستم جلوی
‫نمایشگاهش رو بگیرم

318
00:19:00,557 --> 00:19:03,202
‫فقط اون پیام‌ها رو فرستادم
‫تا بترسونمش

319
00:19:03,226 --> 00:19:05,538
‫یکی زیاده‌روی کردی

320
00:19:05,562 --> 00:19:06,622
‫هر باری که اونا رو باهم می‌دیدم،

321
00:19:06,646 --> 00:19:07,957
‫انگاری یه خنجر توی قلبم فرو می‌رفت، خب؟

322
00:19:07,981 --> 00:19:10,692
‫یادم می‌نداخت که اصلاً براش
‫اهمیتی نداشتم

323
00:19:10,817 --> 00:19:12,485
‫می‌دونی چیه؟

324
00:19:12,610 --> 00:19:15,214
‫براش همه‌کار می‌کردم تا
‫فقط یه عکس از من بندازه

325
00:19:15,238 --> 00:19:17,991
‫که شامل کُشتن برادرت هم میشه؟

326
00:19:18,116 --> 00:19:21,327
‫من برادرم رو دوست داشتم

327
00:19:21,453 --> 00:19:22,996
‫و هیچ‌وقت به برادرم و مامانم آسیبی نمی‌زنم

328
00:19:23,121 --> 00:19:24,372
‫چون روانی نیستم که!

329
00:19:24,497 --> 00:19:26,708
‫ولی این فشاریت می‌کنه
‫که همه‌ی آثارش درباره‌ی باک بوده؟

330
00:19:26,833 --> 00:19:30,563
‫آره، فشاریم می‌کنه. تقصیر رو
‫گردن باک ننداختم

331
00:19:30,587 --> 00:19:32,881
‫می‌دونم مادرت مشکل قلبی داره

332
00:19:33,006 --> 00:19:35,800
‫- وصیت‌نامه‌ش چی؟
‫- گفت نصف‌نصف تقسیم میشه

333
00:19:35,925 --> 00:19:38,738
‫خیلی‌خب، پس اگه اتفاقی
‫برای باک بیفته...

334
00:19:38,762 --> 00:19:41,014
‫اگه داری میگی که من باک
‫رو به‌خاطر گرفتن نصف دیگه‌ای سهم کُشتم،

335
00:19:41,139 --> 00:19:43,951
‫اگه واقعاً داری اینو میگی...

336
00:19:43,975 --> 00:19:46,579
‫می‌دونی کی اون ارث نصیبش میشه؟

337
00:19:46,603 --> 00:19:47,955
‫لو

338
00:19:47,979 --> 00:19:50,583
‫چندین ساله داره با موذی‌گری
‫خودشو به مامانم نزدیک می‌کنه

339
00:19:50,607 --> 00:19:52,585
‫انگاری که خیلی عاشقشه

340
00:19:52,609 --> 00:19:53,961
‫امکان نداره لو همه‌ی حاشیه‌های
‫مامانم رو

341
00:19:53,985 --> 00:19:56,446
‫به‌خاطر عشق تحمل کنه

342
00:20:01,201 --> 00:20:06,098
‫من برای ماهی‌گیری
‫همیشه میام این‌جا، ولی ماهیـه مُرده‌ای ندیدم

343
00:20:06,122 --> 00:20:07,874
‫عجیبه

344
00:20:12,295 --> 00:20:14,381
‫هی، زوئی؟

345
00:20:14,506 --> 00:20:16,400
‫مرسی که گذاشتی باهات بیام

346
00:20:16,424 --> 00:20:18,361
‫آره، مرسی که به رفیق آزمایشگاهیت

347
00:20:18,385 --> 00:20:21,280
‫گفتی که نمونه‌ها رو پردازش کنه

348
00:20:21,304 --> 00:20:24,450
‫و متوجه شدم که این اخیراً
‫یه‌کمی تنهایی،

349
00:20:24,474 --> 00:20:28,228
‫پس انگاری به اون توصیه‌ام که
‫گفتم آفتابی نشو عمل نکردی

350
00:20:28,353 --> 00:20:29,938
‫از آنا خواستم بیاد پیشِ من زندگی کنه

351
00:20:30,063 --> 00:20:32,315
‫- رفیق!
‫- گند زدم

352
00:20:32,440 --> 00:20:35,610
‫بهت که گفتم

353
00:20:35,735 --> 00:20:38,839
‫حاجی، خوشحالم که یه‌کمی
‫از روابط دور شدم،

354
00:20:38,863 --> 00:20:40,675
‫و روی کارم تمرکز کردم

355
00:20:40,699 --> 00:20:44,077
‫- نیازی به اون همه دراما ندارم
‫- دراماهاش چی بود مگه؟

356
00:20:44,202 --> 00:20:48,891
‫مثلاً، روی پسرایی دست می‌ذارم،
‫که همه‌شون احمق و از اون گاوچرون‌های کسخلن

357
00:20:48,915 --> 00:20:51,268
‫و اولش از همین‌شون خوشم
‫می‌اومد،

358
00:20:51,292 --> 00:20:54,146
‫تا این‌که برام دردسر شد

359
00:20:54,170 --> 00:20:57,465
‫مشکل اینه که من دوستش دارم

360
00:20:57,590 --> 00:21:01,678
‫خب، ببین، آنا از یه نسل دیگه‌ایه

361
00:21:01,803 --> 00:21:04,139
‫اونا احساساتشون رو جور دیگه‌ای
‫پردازش می‌کنن

362
00:21:04,264 --> 00:21:07,535
‫- چطور خب؟
‫- مثل نسل ایکس

363
00:21:07,559 --> 00:21:10,371
‫اصلاً احساساتشون رو بروز نمیدن.
‫هیچ‌وقت گریه نمی‌کنن

364
00:21:10,395 --> 00:21:13,523
‫آدم‌های مالِ نسل هزاره مثلِ آنا، توی
‫دستشویی گریه می‌کنن

365
00:21:13,648 --> 00:21:16,460
‫نسل زِد که ما باشیم، اصلاً
‫خجالتی نداریم

366
00:21:16,484 --> 00:21:17,878
‫جلوی همه گریه می‌کنیم،

367
00:21:17,902 --> 00:21:22,490
‫- و به همه می‌گیم چه حسی داریم
‫- آره، درسته

368
00:21:22,615 --> 00:21:24,593
‫ولی همه با این کنار نمیان

369
00:21:24,617 --> 00:21:27,787
‫چون نمی‌تونی کاری کنی کسی که به یه چیزی
‫عادت کرده، عادتش رو تغییر بده

370
00:21:34,336 --> 00:21:38,840
‫- کسی خونه‌ست؟
‫- این‌جام

371
00:21:40,383 --> 00:21:43,654
‫چیکار می‌کنی؟

372
00:21:43,678 --> 00:21:47,974
‫دارم یه اثر جدید
‫به افتخار باک می‌سازم

373
00:22:04,282 --> 00:22:06,177
‫میو...

374
00:22:06,201 --> 00:22:07,094
‫ببخشید که اینو بهت میگم،

375
00:22:07,118 --> 00:22:10,038
‫ولی فکر نکنم باک خودکشی کرده باشه

376
00:22:10,163 --> 00:22:11,474
‫پس چجوری مُرده؟

377
00:22:11,498 --> 00:22:13,833
‫همینو می‌خوام بفهمم

378
00:22:13,958 --> 00:22:15,269
‫لو توی وصیت‌نامه‌ت هست؟

379
00:22:15,293 --> 00:22:19,565
‫اون مسئول اجرای وصیت‌نامه بعد
‫از مرگمه

380
00:22:19,589 --> 00:22:22,818
‫اون باید از میراثم حفاظت کنه

381
00:22:22,842 --> 00:22:25,470
‫و سهم باک چی؟ می‌رسه به لو؟

382
00:22:27,389 --> 00:22:29,224
‫یعنی باور این‌که عاشقمه
‫این‌قدر سخته؟

383
00:22:29,349 --> 00:22:31,351
‫منظورم این نیست

384
00:22:31,476 --> 00:22:33,537
‫می‌دونی چند وقته ما با همیم؟

385
00:22:33,561 --> 00:22:35,689
‫۲۰ سال

386
00:22:35,814 --> 00:22:38,566
‫لو به ‌عنوان کسی که می‌خواست
‫عکاس بشه اومد پیشم

387
00:22:38,692 --> 00:22:40,544
‫می‌خواستم شاگردم باشه

388
00:22:40,568 --> 00:22:42,612
‫بعد عاشق هم شدیم

389
00:22:44,531 --> 00:22:46,676
‫از اون موقع‌ست که با همیم

390
00:22:46,700 --> 00:22:48,552
‫چیزی بیشتر از اینو نمی‌خواست؟

391
00:22:48,576 --> 00:22:50,870
‫چرا، می‌خواست

392
00:22:50,996 --> 00:22:53,599
‫ولی بهش گفتم بعد از فوت همسرم،

393
00:22:53,623 --> 00:22:55,375
‫فقط همین در توانمه

394
00:22:55,500 --> 00:22:56,894
‫و اونم قبول کرد؟

395
00:22:56,918 --> 00:22:59,397
‫ما باعث خوشحالیـه همدیگه‌آیم

396
00:22:59,421 --> 00:23:02,066
‫این برای هردومون...

397
00:23:02,090 --> 00:23:05,135
‫کافیه

398
00:23:05,885 --> 00:23:07,738
‫می‌دونی، هرکسی که الان

399
00:23:07,762 --> 00:23:11,534
‫داری بهش فکر می‌کنی،

400
00:23:11,558 --> 00:23:15,144
‫مشخصه خیلی برات اهمیت داره

401
00:23:20,000 --> 00:23:27,000
بی سی موویز

402
00:23:31,327 --> 00:23:33,347
‫هی، فریدا، باک چی داشت می‌نوشت؟

403
00:23:33,371 --> 00:23:34,581
‫یه کتاب

404
00:23:34,706 --> 00:23:35,975
‫من نخوندمش، ولی چیز خاصی نبود

405
00:23:35,999 --> 00:23:37,584
‫که بخواد قایمش کنه

406
00:23:37,709 --> 00:23:40,420
‫- درباره‌ی چی بود؟
‫- نمی‌دونم

407
00:23:40,545 --> 00:23:43,256
‫اون همیشه مشغول نوشتن و تحقیق کردن بود

408
00:23:43,381 --> 00:23:45,568
‫می‌گفت این حاصل کار تموم عمرشه

409
00:23:45,592 --> 00:23:46,736
‫خب، اگه چیزی می‌نوشته، ولی من

410
00:23:46,760 --> 00:23:48,446
‫توی کلبه‌ی میو چیزی پیدا نکردم

411
00:23:48,470 --> 00:23:51,473
‫نه لپ‌تاپی، نه دست‌نوشته‌ای، هیچی

412
00:23:51,598 --> 00:23:54,035
‫اون زمانی که کلاس داشتیم، یه
‫کمدی داشت

413
00:23:54,059 --> 00:23:56,245
‫نشونم بده

414
00:23:56,269 --> 00:23:58,998
‫اولین کلاس نویسندگی‌مون رو یادمه

415
00:23:59,022 --> 00:24:01,042
‫تا نیمه‌ی راهرو رفتم، بعد برگشتم

416
00:24:01,066 --> 00:24:03,318
‫قانع شده بودم لیاقت اون‌جا رو ندارم

417
00:24:03,443 --> 00:24:05,921
‫جدی؟ توی برنامه‌ی استعدادیابی
‫که خیلی خفن بودی

418
00:24:05,945 --> 00:24:07,882
‫آره، ولی این یکی فرق داره

419
00:24:07,906 --> 00:24:10,325
‫رپ کردن بیشتر مربوط به
‫خشن بودنه، می‌دونی؟

420
00:24:10,450 --> 00:24:12,803
‫آهنگ خوندن بیشتر مربوط به
‫آسیب‌پذیر بودنه

421
00:24:12,827 --> 00:24:15,455
‫- عجبا
‫- دقیقاً

422
00:24:15,580 --> 00:24:18,976
‫برگشتم و به باک برخوردم

423
00:24:19,000 --> 00:24:22,021
‫خیلی مودبانه گفت که دارم
‫اشتباه میرم

424
00:24:22,045 --> 00:24:24,690
‫بهش گفتم دارم میرم بستنی بخورم

425
00:24:24,714 --> 00:24:26,466
‫می‌دونی چیکار کرد؟

426
00:24:26,591 --> 00:24:28,861
‫اونم باهام کلاس رو پیچوند

427
00:24:28,885 --> 00:24:31,739
‫با هم بستنی خوردیم و درباره‌ی
‫نویسندگی حرف زدیم

428
00:24:31,763 --> 00:24:34,992
‫اون خیلی ذوق داشت، خیلی هیجان‌زده بود

429
00:24:35,016 --> 00:24:36,535
‫بهش گفتم برگرده کلاس،

430
00:24:36,559 --> 00:24:38,454
‫و اونم گفت خایه نداره

431
00:24:38,478 --> 00:24:40,748
‫بدون دوست بره، پس...

432
00:24:40,772 --> 00:24:44,025
‫- خیلی جالب بود
‫- باک همین بود

433
00:24:44,150 --> 00:24:46,111
‫این کمدشه

434
00:24:46,236 --> 00:24:50,341
‫قفلش رو شکستن

435
00:24:50,365 --> 00:24:51,676
‫دفترچه‌های یادداشتش کجان؟

436
00:24:51,700 --> 00:24:54,119
‫به‌نظر میاد یکی زودتر از
‫ما اومده سراغ‌شون

437
00:24:57,497 --> 00:24:59,749
‫ایناهاش

438
00:25:00,667 --> 00:25:03,002
‫اون‌جاست. می‌تونی زوم کنی؟

439
00:25:05,422 --> 00:25:06,732
‫لوئه

440
00:25:06,756 --> 00:25:10,069
‫دنبال یه چیزی می‌گرده

441
00:25:10,093 --> 00:25:12,387
‫و اون عشق نیست

442
00:25:48,381 --> 00:25:50,759
‫چیکار می‌کنی؟

443
00:25:53,011 --> 00:25:54,763
‫سلام، لو

444
00:25:54,888 --> 00:25:57,098
‫می‌بینم دست‌نوشته‌های باک
‫توی ماشینته

445
00:25:57,223 --> 00:25:59,285
‫نمی‌دونم داری چی میگی

446
00:25:59,309 --> 00:26:00,828
‫می‌دونی، فیلم دوربین‌های مداربسته
‫رو هم دارم که نشون میده

447
00:26:00,852 --> 00:26:03,480
‫کمدش رو به‌زور وا کردی، پس...

448
00:26:06,358 --> 00:26:09,837
‫ایشون رفیقم آناست.
‫آنا، این نیکوئه

449
00:26:09,861 --> 00:26:13,674
‫- سلام، نیکو. عجب لباسی داری
‫- من توی نمایش نقش راسو رو بازی می‌کنم

450
00:26:13,698 --> 00:26:15,009
‫بنازم

451
00:26:15,033 --> 00:26:17,077
‫هی، می‌دونی به بچه راسو میگن کیت؟

452
00:26:17,869 --> 00:26:19,412
‫شما دوتا صنمی با هم دارید؟

453
00:26:19,537 --> 00:26:21,682
‫این بابامه

454
00:26:21,706 --> 00:26:24,018
‫جدی؟

455
00:26:24,042 --> 00:26:27,521
‫حلقه‌ی باحالیه. هی، شاید بهتره از زنت

456
00:26:27,545 --> 00:26:30,691
‫درباره‌ی اون دست‌نوشته سوال کنم

457
00:26:30,715 --> 00:26:33,861
‫نظرت چیه؟ کمکی می‌کنه؟

458
00:26:33,885 --> 00:26:37,097
‫خب، نیکو، چرا نمیری توی ماشین بشینی؟

459
00:26:48,441 --> 00:26:50,568
‫فکر کنم میو نمی‌دونه خونواده داری، نه؟

460
00:26:50,694 --> 00:26:53,005
‫نه

461
00:26:53,029 --> 00:26:57,283
‫من فقط... نمی‌خواستم بهش صدمه‌ای بزنم

462
00:26:57,409 --> 00:26:59,828
‫من میو رو دوست دارم

463
00:26:59,953 --> 00:27:04,040
‫می‌خواستم باهاش ازدواج کنم.
‫یه خونواده تشکیل بدم

464
00:27:05,417 --> 00:27:07,978
‫می‌تونستم به فرزندی قبولش کنم، ولی
‫اصلاً اجازه نمی‌داد

465
00:27:08,002 --> 00:27:09,629
‫عصری که باک مُرد کجا بودی؟

466
00:27:09,754 --> 00:27:10,874
‫سر تمرینِ پسرم بودم

467
00:27:10,922 --> 00:27:13,651
‫بعید می‌دونم کُل عصر رو اون‌جا
‫بوده باشی

468
00:27:13,675 --> 00:27:14,819
‫برو خدا خدا کن چیزهایی
‫که توی کتابشه

469
00:27:14,843 --> 00:27:18,012
‫از اینی که هستی گناه‌کارترت نکنه

470
00:27:21,891 --> 00:27:23,560
‫موفق باشی، کیت کوچولو

471
00:27:25,145 --> 00:27:28,374
‫- لو یه خونواده‌ی مخفی داره؟
‫- البته که داره

472
00:27:28,398 --> 00:27:31,002
‫اگه میو می‌دونست، حتماً دیوونه می‌شد

473
00:27:31,026 --> 00:27:33,421
‫ولی چرا باید لو بره
‫نوشته‌های باک رو بدزده؟

474
00:27:33,445 --> 00:27:36,132
‫- خب، رمان که نیست
‫- خب پس چیه؟

475
00:27:36,156 --> 00:27:37,550
‫والا، الان که دارم یه نگاهی
‫سرسری بهش می‌ندازم،

476
00:27:37,574 --> 00:27:39,427
‫ولی انگاری یه شرح
‫مفصلی از زندگیـشه

477
00:27:39,451 --> 00:27:41,345
‫خاطراتِ زندگیـشه

478
00:27:41,369 --> 00:27:44,873
‫پس لو اینو دزدیده
‫تا از رازش محافظت کنه

479
00:27:44,998 --> 00:27:46,517
‫و شانسش رو برای به دست گرفتن
‫آثار میو حفظ کنه،

480
00:27:46,541 --> 00:27:49,186
‫- قبل این‌که بمیره
‫- هی، من اهل کتاب‌های غیرداستانی‌م

481
00:27:49,210 --> 00:27:51,230
‫یه چندتا صفحه‌ش رو بده تا وقتی میرم
‫یه سری دردسرها رو حل کنم بخونم‌شون، خب؟

482
00:27:51,254 --> 00:27:53,274
‫بیا

483
00:27:53,298 --> 00:27:54,692
‫ممنون

484
00:27:54,716 --> 00:27:57,344
‫- اینم بقیه‌ش
‫- خیلی‌خب

485
00:27:59,637 --> 00:28:01,639
‫خب، ماهیـه مُرده قرار نیست گاز بگیره،

486
00:28:01,765 --> 00:28:03,641
‫پس بالاخره باید برن
‫یه‌جای جدید برای ماهی‌گیری پیدا کنن

487
00:28:03,767 --> 00:28:05,661
‫تف توش. خیلی‌خب

488
00:28:05,685 --> 00:28:06,829
‫سلام

489
00:28:06,853 --> 00:28:08,622
‫مَنی اینو دیروز داد تا بدمش بهت

490
00:28:08,646 --> 00:28:09,790
‫- بیا داخل
‫- گذاشتمش داخل جیبم

491
00:28:09,814 --> 00:28:11,608
‫و کلاً یادم رفت بهت بدم

492
00:28:11,733 --> 00:28:14,110
‫- چی هست حالا؟
‫- یه یادداشت تشکره

493
00:28:22,827 --> 00:28:25,372
‫چی شده؟

494
00:28:25,497 --> 00:28:26,557
‫نوشته ممنون،

495
00:28:26,581 --> 00:28:28,792
‫ولی این نامه‌ی استفعاشه

496
00:28:28,917 --> 00:28:30,645
‫دو هفته پیش اطلاع داده که می‌خواد
‫استعفا بده، و الان...

497
00:28:30,669 --> 00:28:32,545
‫مَنی داره میره؟

498
00:28:32,671 --> 00:28:34,881
‫انگاری که آره

499
00:28:46,935 --> 00:28:50,247
‫وای خدا. نگاش کن

500
00:28:50,271 --> 00:28:51,898
‫تِرین

501
00:28:52,023 --> 00:28:53,125
‫اگه می‌دونستم قراره
‫این‌قدر هیکلی بشی،

502
00:28:53,149 --> 00:28:54,943
‫باهات کات نمی‌کردم

503
00:28:55,068 --> 00:28:58,697
‫چون باهام کات کردی هیکلی شدم

504
00:28:58,822 --> 00:29:00,281
‫درسته

505
00:29:01,866 --> 00:29:03,719
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت

506
00:29:03,743 --> 00:29:06,413
‫- ویسکی با نوشابه؟
‫- هنوز یادته

507
00:29:08,456 --> 00:29:09,934
‫می‌دونی، فکر نمی‌کردم

508
00:29:09,958 --> 00:29:12,937
‫نتایج آزمایشگاه رو حضوری بیاری

509
00:29:12,961 --> 00:29:16,089
‫خب چیا دستگیرت شد؟

510
00:29:18,758 --> 00:29:21,468
‫چیزای خوب خوب

511
00:29:23,888 --> 00:29:25,640
‫بذار ببینم

512
00:29:28,309 --> 00:29:30,103
‫عجب

513
00:29:30,228 --> 00:29:32,999
‫سطح اسید سولفوریکِ توی آب
‫خیلی زیاده

514
00:29:33,023 --> 00:29:34,292
‫آره، اون‌قدری هست
‫که یه ماهی رو بُکُشه

515
00:29:34,316 --> 00:29:36,377
‫و شایدم بعد چند سال،

516
00:29:36,401 --> 00:29:38,528
‫به انسان‌ها هم آسیب برسونه

517
00:29:38,653 --> 00:29:39,863
‫فکر می‌کنی از کجاست؟

518
00:29:39,988 --> 00:29:41,173
‫می‌تونه از چندتا چیز باشه

519
00:29:41,197 --> 00:29:42,842
‫می‌دونی، رواناب کارخونه‌ی شیمیایی،

520
00:29:42,866 --> 00:29:46,536
‫نیروگاه زغال‌سنگ، یا عملیات استخراج

521
00:29:48,788 --> 00:29:50,725
‫به‌نظرت اگه،

522
00:29:50,749 --> 00:29:53,019
‫نمونه‌های بیشتری از رسوب‌های
‫بستر رودخونه برات بیارم،

523
00:29:53,043 --> 00:29:54,895
‫می‌تونی با فلزات سنگینی که توشون
‫جمع شده، منبعش رو دقیق مشخص کنی؟

524
00:29:54,919 --> 00:29:57,380
‫- البته
‫- خب، باشه

525
00:29:57,505 --> 00:29:58,899
‫فردا برمی‌گردم

526
00:29:58,923 --> 00:30:01,968
‫به‌نظرم باید بری مدرکت رو بگیری

527
00:30:02,093 --> 00:30:04,554
‫چطور بعد این همه وقت برم؟

528
00:30:05,597 --> 00:30:08,576
‫خب...

529
00:30:08,600 --> 00:30:11,037
‫یه پیشنهاد برات دارم

530
00:30:11,061 --> 00:30:12,729
‫می‌خوای دستیار زمین‌شناس میدانیِ من

531
00:30:12,854 --> 00:30:15,082
‫توی آریزونا بشی؟

532
00:30:15,106 --> 00:30:18,794
‫- من؟
‫- خیلی حال میده

533
00:30:18,818 --> 00:30:21,339
‫یه فرصت دوباره‌ست

534
00:30:21,363 --> 00:30:24,741
‫آخه، این‌جا چیزی هم داره
‫که تو رو نگه‌ت داشته؟

535
00:30:28,995 --> 00:30:30,205
‫خیلی‌خب

536
00:30:30,330 --> 00:30:31,640
‫خب، امیدوارم لذت برده باشید

537
00:30:31,664 --> 00:30:33,059
‫- آره، لذت بردیم
‫- خیلی خوب بود

538
00:30:33,083 --> 00:30:35,227
‫آره

539
00:30:35,251 --> 00:30:37,212
‫- مَنی
‫- خداحافظ، رفقا.

540
00:30:38,672 --> 00:30:40,507
‫- مواظبت کنید
‫- می‌بینمتون

541
00:30:42,384 --> 00:30:44,779
‫اگه بری جدی ناراحت میشم

542
00:30:44,803 --> 00:30:46,888
‫دیگه کار از کار گذشته

543
00:30:47,013 --> 00:30:49,099
‫بیا پیشم بشین. یه چند ثانیه

544
00:30:58,233 --> 00:31:01,111
‫مَنی، تو عاشق اینی که جنگلبان باشی

545
00:31:04,990 --> 00:31:08,034
‫قبلاً عاشقش بودم

546
00:31:09,494 --> 00:31:12,723
‫می‌دونم داری درد می‌کشی، ولی...

547
00:31:12,747 --> 00:31:16,751
‫حتماً یه سری نشونه بوده
‫که نشون می‌داده بتانی حالش خوب نیست

548
00:31:18,044 --> 00:31:21,715
‫توی کُل زندگیم، کسی

549
00:31:21,840 --> 00:31:24,068
‫به ‌اندازه‌ی بتانی عاشقم نبوده

550
00:31:24,092 --> 00:31:26,636
‫انگاری فقط می‌خواستم همینو ببینم

551
00:31:29,013 --> 00:31:33,059
‫بمون

552
00:31:39,190 --> 00:31:40,668
‫درباره‌ی دوران بچگیش،

553
00:31:40,692 --> 00:31:43,945
‫نووجونی، و زمانی که میو
‫رو پیدا کرده حرف می‌زنه

554
00:31:44,070 --> 00:31:46,990
‫اسم لو رو هم داره، ولی فقط
‫به عنوانِ شاگرد میو

555
00:31:47,115 --> 00:31:48,843
‫انگاری لو دلیلی برای

556
00:31:48,867 --> 00:31:50,076
‫نگرانی نداشته

557
00:31:50,201 --> 00:31:52,430
‫توی هیچ‌کدوم از صفحه‌هایی که خوندم نیست

558
00:31:52,454 --> 00:31:54,473
‫شاید یه چیزی توی دفترچه یادداشت‌ها هست

559
00:31:54,497 --> 00:31:57,101
‫می‌دونی، شاید پُر از مطالب پژوهشی باشه

560
00:31:57,125 --> 00:31:58,626
‫اینا رو هنوز بررسی نکردم

561
00:31:58,752 --> 00:32:00,920
‫این یکی جالبه

562
00:32:01,046 --> 00:32:04,674
‫اون یه تست دی‌اِن‌اِی انجام داده
‫تا بفهمه اجدادش کجایی بودن

563
00:32:05,342 --> 00:32:07,886
‫یه شجره‌نامه‌ی کامل ازشون هست

564
00:32:13,808 --> 00:32:15,977
‫تف توش

565
00:32:16,102 --> 00:32:18,789
‫مادرش به عنوان فوت‌شده ثبت شده

566
00:32:18,813 --> 00:32:22,543
‫منطقی نیست. میو که زنده‌ست

567
00:32:22,567 --> 00:32:26,403
‫میو بونی مادر باک نیست

568
00:32:29,699 --> 00:32:31,493
‫میو، در رو باز کن

569
00:32:37,957 --> 00:32:40,377
‫میو

570
00:32:42,962 --> 00:32:44,506
‫کسی خونه‌ست؟

571
00:33:23,795 --> 00:33:27,191
‫مُچم رو گرفتی

572
00:33:27,215 --> 00:33:31,010
‫دارم پارک‌مون رو زیر نظر می‌گیرم،

573
00:33:31,136 --> 00:33:34,723
‫تا یه حیوونی که حواسش
‫نیست رو شکار کنم

574
00:33:37,100 --> 00:33:39,561
‫یا شایدم یه انسان رو

575
00:33:39,686 --> 00:33:42,105
‫خب، کارت همینه، نه؟

576
00:33:42,230 --> 00:33:44,858
‫از قربانی‌هایی که حواس‌شون نیست
‫سوءاستفاده می‌کنی

577
00:33:47,444 --> 00:33:49,463
‫شنیدم یه گپ‌وگفتی با لو داشتی

578
00:33:49,487 --> 00:33:51,406
‫پس می‌دونی چرا این‌جام

579
00:33:54,826 --> 00:33:57,370
‫کُل داستانت دروغه

580
00:33:57,495 --> 00:34:00,266
‫یه راهبه نبود که از باک عکس گرفت

581
00:34:00,290 --> 00:34:03,060
‫کار خودت بود

582
00:34:03,084 --> 00:34:06,421
‫مادر باک بهترین رفیقم بود

583
00:34:06,546 --> 00:34:09,942
‫تنها رفیقم، راستش

584
00:34:09,966 --> 00:34:12,069
‫فقط این‌که اون درخشان بود نه من

585
00:34:12,093 --> 00:34:14,905
‫کسی که همه جذبش می‌شدن

586
00:34:14,929 --> 00:34:18,558
‫حتی توی ۱۶ سالگیش، داشت
‫عشقِ دنیا رو می‌کرد

587
00:34:20,435 --> 00:34:24,356
‫من فقط داشتم از پُشت دوربین
‫تماشاش می‌کردم

588
00:34:24,481 --> 00:34:28,735
‫در حالی که اون مجبور شد
‫بچه‌ش رو ول کنه

589
00:34:28,860 --> 00:34:32,757
‫اوضاع توی اون زایشگاه اصلاً خوب نبود

590
00:34:32,781 --> 00:34:34,908
‫دو روز بعد از زایمانش مُرد

591
00:34:35,033 --> 00:34:36,618
‫اونا لاپوشونیش کردن

592
00:34:40,705 --> 00:34:44,834
‫هیچ‌وقت قصدم این نبود که
‫داستان زندگیش رو بدزدم

593
00:34:44,959 --> 00:34:48,672
‫از عکس‌هام برای افشای کاری
‫که می‌کردن انجام دادم

594
00:34:51,716 --> 00:34:55,613
‫و مطبوعات فکر کردن که قضیه
‫مربوط به منه

595
00:34:55,637 --> 00:34:57,323
‫اونا فقط به‌خاطر داستانِ باک

596
00:34:57,347 --> 00:35:00,433
‫به کارهام علاقه‌مند بودن

597
00:35:01,768 --> 00:35:04,538
‫پس گرفتنش غیرممکن بود

598
00:35:04,562 --> 00:35:07,524
‫یه انتخاب داشتی

599
00:35:07,649 --> 00:35:10,378
‫می‌تونستی به باک حقیقت رو بگی، ولی
‫این کار حرفه‌ت رو نابود می‌کرد

600
00:35:10,402 --> 00:35:13,214
‫یا باید می‌ذاشتی باور کنه
‫که تو مادرشی

601
00:35:13,238 --> 00:35:16,282
‫اون خیلی جوون بود

602
00:35:16,408 --> 00:35:20,036
‫خیلی دلش یه مادر می‌خواست

603
00:35:21,996 --> 00:35:25,959
‫و یکی هم پیدا کرد

604
00:35:27,752 --> 00:35:31,148
‫اون‌قدری عصبی بود که
‫حتی حرف‌هام رو گوش نمی‌داد

605
00:35:31,172 --> 00:35:33,299
‫کُل زندگیم بهم دروغ گفتی!

606
00:35:33,425 --> 00:35:35,611
‫به‌خاطر چی؟ یه داستان؟

607
00:35:35,635 --> 00:35:37,822
‫لطفاً، باک، بذار برات توضیح بدم

608
00:35:37,846 --> 00:35:39,323
‫نه!

609
00:35:39,347 --> 00:35:40,700
‫دیگه بسه

610
00:35:40,724 --> 00:35:43,435
‫دیگه بهونه و دروغ بسه

611
00:35:43,560 --> 00:35:46,372
‫دیگه همه‌چی داشت از هم
‫می‌پاشید،

612
00:35:46,396 --> 00:35:49,315
‫خیلی مصمم بود که حقیقت رو بگه

613
00:35:49,441 --> 00:35:52,193
‫می‌تونست همه‌چی رو نابود کنه

614
00:35:52,318 --> 00:35:54,779
‫پس رفتم سراغش

615
00:36:01,619 --> 00:36:04,788
‫و اون آخرین باری بود که دیدمش

616
00:36:13,673 --> 00:36:16,569
‫کارم همه‌چیزم بود

617
00:36:16,593 --> 00:36:19,721
‫برای خودم کسی شده بودم

618
00:36:19,846 --> 00:36:22,241
‫حقیقت همه‌چی رو به باد می‌داد

619
00:36:22,265 --> 00:36:24,994
‫ولی حقیقت باک رو به کُشتن نمی‌داد

620
00:36:25,018 --> 00:36:26,853
‫تو کُشتیش

621
00:36:29,064 --> 00:36:31,691
‫من دوستش داشتم

622
00:36:34,569 --> 00:36:36,570
‫میو

623
00:36:38,198 --> 00:36:39,866
‫میو، چیکار کردی؟

624
00:36:43,578 --> 00:36:45,372
‫خودم تصمیم می‌گیرم کِی کنار بِکشم

625
00:36:45,497 --> 00:36:47,082
‫میو، چیکار کردی؟

626
00:36:47,207 --> 00:36:48,750
‫میو

627
00:36:52,712 --> 00:36:54,672
‫هی، زوئی، ازت می‌خوام
‫سریع یه آمبولانس بفرستی

628
00:36:54,798 --> 00:36:57,258
‫به خونه‌ی میو بون

629
00:36:57,384 --> 00:36:59,719
‫بجنب، میو

630
00:37:08,603 --> 00:37:10,939
‫طاقت بیار. طاقت بیار

631
00:37:23,118 --> 00:37:25,662
‫تف توش، میو

632
00:37:56,693 --> 00:37:58,736
‫مبارزه با غریزه‌هامون کار آسونی نیست

633
00:38:01,740 --> 00:38:04,200
‫حیوونات وحشی وقتی انسان‌ها
‫نزدکیشون میشن در میرن

634
00:38:04,326 --> 00:38:05,636
‫گاردشون میاد بالا

635
00:38:05,660 --> 00:38:09,181
‫و تموم وجودشون فقط میگه فرار کن

636
00:38:09,205 --> 00:38:11,205
‫ولی بعضی اوقات که انسان‌ها
‫می‌خوان بهت نزدیک بشن،

637
00:38:11,249 --> 00:38:14,002
‫به این معنی نیست
‫که می‌خوان بهت صدمه بزنن

638
00:38:14,127 --> 00:38:16,880
‫فقط می‌خوان درکت کنن

639
00:38:20,592 --> 00:38:24,012
‫هی، غریبه

640
00:38:24,137 --> 00:38:27,390
‫باید یه چیزی بهت بگم

641
00:38:30,351 --> 00:38:31,895
‫من با یکی سکس کردم

642
00:38:33,772 --> 00:38:35,458
‫فقط یه بار بود،

643
00:38:35,482 --> 00:38:38,044
‫یا یه احساسی چیزی پُشتش بود؟

644
00:38:38,068 --> 00:38:40,880
‫هردو

645
00:38:40,904 --> 00:38:43,073
‫می‌دونی، آنا، من می‌شناسمت

646
00:38:45,909 --> 00:38:48,804
‫من از مردهای دیگه‌ای
‫که توی زندگیتن نمی‌ترسم

647
00:38:48,828 --> 00:38:50,997
‫نمی‌خوام گیرت بندازم یا تغییرت بدم

648
00:38:51,122 --> 00:38:52,916
‫نمی‌تونم مسئول کس دیگه‌ای باشم

649
00:38:57,462 --> 00:39:01,341
‫اون شبی که زک مُرد، من از شدت
‫مَست بودن از حال رفتم

650
00:39:03,843 --> 00:39:05,196
‫و نتونستم ازش محافظت کنم

651
00:39:05,220 --> 00:39:07,555
‫من هیچ‌کاری نکردم

652
00:39:07,681 --> 00:39:10,183
‫پس من...

653
00:39:10,308 --> 00:39:11,744
‫نمی‌دونم که می‌تونم دوباره

654
00:39:11,768 --> 00:39:15,063
‫مسئول کس دیگه‌ای باشم یا نه

655
00:39:15,188 --> 00:39:18,942
‫آنا، جوری رفتار می‌کنی انگاری
‫با فوت همسرت خودت هم مُردی

656
00:39:20,985 --> 00:39:24,864
‫انگاری نمی‌تونی فراموشش کنی و شایدم
‫تا ابد نکنی

657
00:39:26,366 --> 00:39:27,927
‫من ازت خوشم میاد

658
00:39:27,951 --> 00:39:29,011
‫از این‌که میای و میری خوشم میاد

659
00:39:29,035 --> 00:39:30,554
‫از این‌که از غار فرار کردی

660
00:39:30,578 --> 00:39:32,706
‫و باز برگشتی داخلش خوشم میاد

661
00:39:34,165 --> 00:39:37,127
‫من از همه‌چیت خوشم میاد، آنا پیجن

662
00:39:40,839 --> 00:39:44,026
‫نمی‌خوام از دستت بدم

663
00:39:44,050 --> 00:39:47,887
‫منم باید یه چیزی بهت بگم

664
00:39:49,139 --> 00:39:52,493
‫توی زمینه‌ی کاریم یه شغلی
‫بهم پیشنهاد دادن

665
00:39:52,517 --> 00:39:56,247
‫- عالیه
‫- توی آریزوناست

666
00:39:56,271 --> 00:39:58,898
‫قراردادِ یک‌ساله

667
00:40:01,985 --> 00:40:03,903
‫باید قبولش کنی

668
00:40:06,364 --> 00:40:08,533
‫باید قبولش کنی

669
00:40:27,886 --> 00:40:30,638
‫هی، ادامه بده

670
00:40:30,764 --> 00:40:31,973
‫داری چی می‌زنی؟

671
00:40:32,098 --> 00:40:35,435
‫یه آهنگیـه که خودم نوشتم

672
00:40:35,560 --> 00:40:36,829
‫بعد از اتفاقی که برای باک افتاد،

673
00:40:36,853 --> 00:40:40,273
‫فهمیدم که دیگه نیازی نیست بترسم

674
00:40:44,402 --> 00:40:47,739
‫می‌خوای یه وقتی با هم بریم شام بخوریم؟

675
00:40:47,864 --> 00:40:50,949
‫آره

676
00:41:25,819 --> 00:41:27,254
‫هی!

677
00:41:27,278 --> 00:41:29,656
‫اگه داری شکار می‌کنی، یکی این‌جاست‌ها

678
00:41:30,000 --> 00:41:50,000
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

